تبليغاتX
2×2=5
2×2=5
بی شرح
پنجشنبه 6 بهمن1384


مرد ها مثل چي هستند ؟

 

مردها مثل مخلوط كن هستند :

در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد .

 

مردها مثل آگهي بازرگاني هستند :

حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

 

مردها مثل  كامپيوترهستند

كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند .

 

مردها مثل  سيمان  هستند :

وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني .

 

مردها مثل  طالع بيني مجلات هستند :

هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاًهم اشتباه مي گويند .

 

مردها مثل  پاپ كورن  ( ذرت بو داده ) هستند :

بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند .

 

مردها مثل باران بهاري  هستند :

هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود .

 

مردها : مثل پيكان دست دوم  هستند

ارزان و غير قابل اطمينان هستند .

 

مردها مثل موز هستند :  

هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند .

 

مردها مثل نوزاد  هستند :

در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد .

 

 

 

خانوم ها خوشحال نشین چون من عدالت رو رعایت میکنم

 

خانم ها مثل چي هستند ؟

 

خانم ها مثل راديو هستند :

هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند .

 

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند :

از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند .

 

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :

اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگر بايد سيم را بريد .

 

خانم ها مثل موتور گازي هستند :

پر سر و صدا و كم سرعت . كم طاقت

 

خانم ها مثل رعد و برق هستند :

اول برق چشمهاشون مي رسه  بعد رعد صداشون .

 

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :

اول شيرين و بعد تلخ مي شوند .

 

خانم ها مثل موبايل هستند :

هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند .

 

خانم ها مثل گچ هستند :

اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند .

 

خانم ها مثل كنتور برق هستند :

هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود .

 

خانم مثل فلزياب هستند :

هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند . (تقدیم به نفس)

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 13:3 توسط :
یکشنبه 2 بهمن1384
قاصدک

كاش مي شد  چون قاصد ك

 

بر زين باد رها شد

 

كاش مي شد با او همراه بود

 

كاش مي شد تا بي نها يت

 

با او تنها سفر كرد

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 16:46 توسط : mohandessssss
یکشنبه 2 بهمن1384


 

لبخند تو سر اغاز يك قصه اي نو

 

اغاز اوج رها شدن تو

 

لبخند تو سر اغاز تعبير خواب شبهاي من

 

مي خندي به ياد مهر

 

ومن بر لبانم خنده ي نيست در دل سوزان

 

آشناي عشق لبخند تو

 

واي كاش ذره اي بودم بر لبانت مي نشستم

 

بي هيچ بهانه

 

وخداونداهيچ لحظه اي لبخند لبانش را از او نگير

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 16:44 توسط : mohandessssss
شنبه 1 بهمن1384
كاش در دهكده عشق فراوانی بود

كاش در دهكده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت كمی ارزانی بود.

كاش اگر گاه كمی لطف به هم ميكرديم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود.

كاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف ترين خاطره مهمانی بود.

كاش دريا كمی از درد خودش كم می كرد
قرض می داد به ما هرچه پريشانی بود.

كاش به تشنگی پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود.

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمی عرفانی بود.

چه قدر شعر نوشتيم برای باران

غافل از آن دل ديوانه كه بارانی بود.

كاش سهراب نمی رفت به اين زودی ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشانی بود.

كاش دل ها پر افسانه ی نيما می شد
و به يادش همه شب ماه چراغانی بود.

كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهای پر از شبنم ايرانی بود.

كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگی سنگی و سيمانی بود.

كاش دنيای دل ما شبی از اين شبها
غرق هر چيز كه می خواهی و می دانی بود.

دل اگر رفت شبی كاش دعايی بكنيم
راز اين شعر
همين مصرع پايانی بود

(کافر)


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 19:49 توسط :
شنبه 1 بهمن1384
پروانه

آهاي آهاي پروانه

 

كجا مي ري با تندي

 

تو اين خزون سرما

 

آهاي پروانه

 

قاصدك نديدي

 

توي اين دوره زمونه

 

پروانه!

 

قاصدك خبر نداره مهربون نمي ياد ديگه

 

تنها ي تنها مونديم

 

تو اين زمونه!!!!!!!

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 1:54 توسط : mohandessssss