تبليغاتX
2×2=5
2×2=5
بی شرح
جمعه 28 مهر1385


انتظار

 

  •  لحظه هاي زندگي به تندي مي گذرد  
    اما براي آنكه غم دوري و دلتنگي دارد به كندي مي گذرد  
    آنچه در اين لحظه ها مي توان يافت  
    زيبايي اين دوري بين دو عاشق است  
    پاك بودن و مقدس بودن اين انتظار است  
    دوباره قلم زندگي ام را بر ميدارم و دوباره مي نويسم  
    از اين دوري اما با احساسي متفاوت  
    اي عزيز راه دورم بخوان اين احساس مرا  
    عزيزم به پايان راه بينديش كه بدون شك پايان راه زيباست  
    اين انتظار تلخ است  
    اما پايانش به شيريني در آغوش گرفتن است  
    اين پاييز تلخ بهاري دارد  

ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:37 توسط : mohandessssss
جمعه 28 مهر1385


دیدی منتظر یه چیزی هستی که نیست؟ که نمیشه؟ که نمیاد ؟‌ که میدونی نیست و نمیشه و نمیاد .. ولی بازم منتظر میشینی .. بازم منتظر میمونی ...


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:36 توسط : mohandessssss
شنبه 22 مهر1385


باران که آمد، لب‌هایم باریدند

چشمانم

و دستهایم.

باران که آمد، کوچه باغ‌ من و تو تب کرد

کلاغ‌ها خواندند

گنجشک‌ها زیر چتر هم بال گشادند

باران که آمد،

من ماندم و یک جفت پا در میانه‌ی کوچه‌ای بی‌عابر

 

"واحه"


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 16:49 توسط : mohandessssss