شنبه 1 اردیبهشت1386
خوبی شده اسطورمون بدی شده قاموسمون
سگ شده عاطفه مون دلی نیست تو دلامون
مادر شده دشمنمون دشمن شده مادرمون
پول شده رفیق مون از اون نشون تا این نشون
حرص شده نیازمون حسد شده خیالمون
حسرت شده ارزومون لات شده عزیزمون
شیطان شده هم خونمون گرگ شده همسایمون
ویرون شده ابادیمون حقیر شده این دلامون
حرمت نداره حریم مون تبیعد شده غیرتمون
بر اب رفته ابرومون شهوت شده حیات مون
این قصه رو شنیده ای با حسرتی که خورده ای
گریه نداره چشمه ای چشم نداره گریه ای
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 15:18 توسط :